کشف باران قرمز

خوشول پرنده‌اي است به رنگ قرمز-صورتي و دو سانتي متر از كلاغ كوچك‌تر است. خوشول‌ها دسته جمعي در بيابان زندگي مي‌كنند و روي هر درخت خشك يك خوشول زندگي مي‌كند.
در آن بيابان خوشول‌ها همه زن بودند و خوشول مرد نبود.
آن خوشول‌ها چون لانه نداشتند هر بار سه تا از آن‌ها به خانه‌ي يكي از آدم‌ها -وقتي كه خالي بود- مي‌رفتند و يك بالش برمي‌داشتند و آن بالشت لانه‌ي يكي از آن‌ها مي‌شد.
خوشول‌ها روزها غذا نمي‌خورند و شب‌ها جغد شكار مي‌كنند....
متني كه خوانديد قسمتي از محتواي كتاب بود. نويسنده‌ي اين كتاب‏، بامداد رفعتي متولد 1381 است و از سه سالگي داستان و شعر مي‌گويد. او مي‌گويد و والدينش مي‌نويسند و يا ظبط مي‌كنند.

تخيل عجيب و غريب و ذهن خلاق و در عين حال منطقي بامداد كه در ساختار جملات و روايت منظم متن مشهود است‏، كارهايش را از گروه سني‌اش متمايز مي‌كند. او واژه‌ها را مي‌شناسد و دستور زبان را شبيه بزرگسالان به كار مي‌گيرد. گفتگوها را به زبان محاوره و شكسته مي‌گويد و روايت را با جملاتي سالم و درست ادامه مي‌دهد. داستان‌هايش زيادند و برخي از آن‌ها در ماهنامه‌ي عروسك سخنگو و بخش كودك فصلنامه خوانش چاپ شده‌اند. اين كتاب نيز گزيده‌اي از كارهاي اوست كه در فاصله‌ي پنج تا شش سالگي گفته و با نقاشي يا كولاژ مصور كرده است. هيچ گونه دخل و تصرف و ويراستاري در واژه‌ها و بيان اوليه‌ي داستان‌ها صورت نگرفته است و تغييرات جزيي نيز به پيشنهاد خود بامداد در بازخواني متن انجام شده‌است.

فهرست کتاب:
آلايتا و خانه‌ي كج.
داستان كره‌ي زمين.
دكتر فين ساز و شربت استامينوفن.
گلي كه بوي فرشته مي‌داد.
داستان خوشول.
كشف باران قرمز.

 

پدیدآورنده:
بامداد رفعتي
تصویرگر::
بامداد رفعتي
طراح:
احسان رضواني
نوبت چاپ:
نخست
شمارگان:
1500
قيمت:
35000 ريال
سال:
1390
شابک:
978-600-9057-98-6