![]() |
||||||||||||||||||||||||
|
|
کاپوچینو با نون تست داستانهای کوتاه آمریکای لاتین کتاب دربرگیرنده حاوی 14 داستان کوتاه از نویسندگان برجستهای چون ارنستو ساباتو، ریکاردو پیگلیا، ماریو بندتی، رودولف والش، ایوان ایوانجی، ایگنازیو سیلونه، آلیشیا اورتیز، پاتریک اوردنیک، نوربرتو فوئنتس، هرناندو تلز و آبلاردو کاستیلو که مریم تاجیک با نثری روان آن را ترجمه کرده است. ریکاردو پیگلیا در سال 1941 در آرژانتین به دنیا آمد. دوران کودکی او در بوینوس آیرس گذشت. در سال 1955 خانوادهی او به دلایل سیاسی مجبور به اقامت در Mar del plata شدند و در همان جا بود که او دنیای ادبیات را انتخاب کرد. اولین نوشتههایش در سال 1967 با نام " تهاجم " به چاپ رسید و برندهی جایزهی Le prix casa de las americas شد. رسالت او تعمق و تفکر است. او با کتاب " تنفس مصنوعی " که در سال 1980 چاپ شد به عنوان یک مبارز فرهنگی و سیاسی در ادبیات داستانی آرژانتین شناخته شد. دوازده سال بعد داستان " شهر فراموش شده " به چاپ رسید. او در سال 1955 نیز متن اپرای Gerardo Gandini را نوشت. در سال 1977 جایزهی planeta را با کتاب "پول سوخته " از آن خود کرد که فضایی پلیسی داشت. ریکاردو در مقام یک نویسنده و منتقد ادبی از بزرگانی چون بورخس، آرلت، ماکدونیو فرناندز و سارمینتو تاثیر میگرفت. او در حال حاضر استاد ادبیات Latino - americane در دانشگاه پرینستون ایالات متحده است. او همچنین سردبیرمجلهی Literatura y sociedad در بوینوس آیرس بوده و El ultimo lector آخرین کار اوست که در سال 2005 به زبان اسپانیایی به چاپ رسیده است. ماریو بندتی از بزرگترین نویسندگان آمریکای لاتین، در سپتامبر 1920 در اوروگوئه به دنیا آمد. او به عنوان شاعر، داستان نویس، مقاله نویس، منتقد، روزنامه نگار، ترانه سرا و نمایشنامه نویس آثار فراوانی از خود به جا گذاشته که در بسیاری از مجلات و روزنامههای اوروگوئه، آرژانتین و مکزیک به چاپ رسیده است. گزیدهی آثار بندتی نیز در کشور خودش، آرژانتین،شیلی، مکزیک، انگلستان، ایتالیا، ایالات متحده، اسراییل، ونزوئلا و اسپانیا منتشر شده است. او در جریان زندگی حرفه ای اش جوایز ملی و بین المللی معتبری را نیز از آن خود کرده است. او تا به حال بیش از هفتاد و پنج کتاب نوشته که بیشتر آنها به بیش از بیست و شش زبان حتی بریل ترجمه شده اند. از سال 1985 تا امروز او تمام وقتش را در مونته ویدئو و مادرید به نوشتن گذرانده است. در 27 مارس 1977 خبر درگذشت رودولف والش تنها از دو رسانهی عمومی Buenos Aires Herald و Offshore Radio Colonia اجازهی پخش داشت. هیچ کس اجازه نداشت برای او آگهی ترحیم چاپ کند. هیچ کس اجازه نداشت برای او مراسم مذهبی برگزار کند. هیچ کس اجازه نداشت برای او حتی یک شاخه گل سفارش دهد. دوست دارانش گفتند : " او چشمهایش را نبست، او نمرد، او فقط بدون خداحافظی رفت. " ایوان ایوانجی در سال 1929 در صربستان به دنیا آمد. او در سال 1944 به Auschwits و Buchenwald تبعید شد. بعد از جنگ در رشتهی معماری به تحصیلات خود ادامه داد سپس به عنوان تکنسین در پروژههای ساختمانی مشغول کار شد. او به موازات در بلگراد و بعضی شهرستانهای صربستان تدریس میکرد. ایوانجی علاوه بر نوشتن نوولهای ادبی در فعالیتهای دیپلماتیک همچنین در تاتر یوگوسلاوی هم بسیار فعال بود. بعدها به روزنامه نگاری روی آورد و بیش از بیست سال به عنوان گزارش گر فعالیت کرد. کارهای ادبی او در قالب مقاله، گزارش، داستان کوتاه، ترجمه و نمایش نامه به چاپ میرسید. او از سال 1988 - 1892 رییس دفتر انجمن نویسندگان یوگوسلاوی بود. در حال حاضر او در وین و بلگراد زندگی میکند و به زبانهای آلمانی و صربی مینویسد. ایگنازیو سیلونه در شهرستان کوچکی در ایتالیا به دنیا آمد. در سال 1915 مادرش را در زلزله از دست داد. در سالهای جوانی به عنوان یکی از فعالان حزب کمونیست ایتالیا شناخته شده و در سال 1931 به سوییس تبعید شد. او ده سال در آن جا زندگی کرد و برترین آثارش یعنی فونتامارا، نان و شراب و دانه زیر برف را همان جا نوشت. در سال 1960 به زادگاهش برگشت و " در چند قدمی درخت بادام " را که حاصل تجربهی تلخ هجرت بود، خلق کرد. در یکی از احادیث مسیحی، وقتی یک خانوادهی مقدس مسیحی از ترس سربازان مهاجم هرود در حال فرار بودند، یک درخت بادام به طرزی معجزه آسا شکوفه میدهد و آنان را در زیر شکوفههای خود مخفی میکند. سیلونه قبل از مرگش در سال 1978 دو بار کاندیدای جایزهی ادبی نوبل شد. آلیشیا اورتیز در بوینوس آیرس به دنیا آمد و از سال 1978 تا امروز در تولوز ( فرانسه ) زندگی میکند. او فعالیتش را به عنوان یک روزنامه نگار آغاز کرد و بعدها به نوشتن شعر، داستان کوتاه و زندگی نامههای مستند پرداخت. او زندگی نامههای جامعی از شخصیتهایی به نام چون ماریا النا والش 1 و اوا پرون 2 را به رشتهی تحریر درآورده است. پاتریک اوردنیک در سال 1957 در پراگ به دنیا آمد. او از سال 1984 به فرانسه تبعید شده و تا امروز در آن جا زندگی میکند. او در نوشتن مقاله داستان کوتاه و شعر بسیار مهارت داشته و علاوه بر آن کارهای قابل توجهی از جری 1، کانو 2 و بکت 3 ترجمه کرده است. " اروپا " اولین کتاب اوردنیک که به زبان فرانسوی هم ترجمه شده در سال 2001 به عنوان کتاب سال انتخاب شد و بعد از آن به بیش از ده زبان زندهی دنیا نیز ترجمه شده است. نوربرتو فوئنتس در سال 1943 در کوبا به دنیا آمد. رشتهی هنر را برای تحصیل انتخاب کرد اما به روزنامه نگاری روی آورد و از جمله روزنامه نگارانی بود که در اوایل دههی شصت در جبههی ارتش کوبا حضور داشت. او بیشتر سالهای زندگی اش به عنوان یک چهرهی انقلابی دست از مبارزه بر نداشت و در جبهههای آنگولا، نیکاراگوئه و السالوادور جنگید. او از دوستان نزدیک و هم رزمان فیدل کاسترو بود. در سال 1994 برای ادامهی زندگی به مکزیک رفت. یکی از مجموعه داستانهای کوتاه او در سال 1967 برندهی جایزهی ادبی Las Americas شد. او در داستانهایش به خواننده یادآوری میکند که حتی در سخت ترین روزها مثل روزهای جنگ هم میتوان به بعضی چیزها خندید. هرناندو تلز در سال 1908 در کلمبیا به دنیا آمد. نویسندگی را با فعالیت در پرفروشترین و معتبرترین مجلهها و روزنامههای کشورش شروع کرد. شهرت او در ادبیات به انتشار اولین مجموعهی داستانهای کوتاه اش در چهل سالگی بر میگردد. مانوئل پیگ در سال 1932 در دهکدهی کوچکی در آرژانتین به دنیا آمد. تمام دوران کودکی اش در تماشاخانهی محلی همان دهکده به تماشای فیلمهای روز گذشت. دورهی دبیرستان را در بوئنوس آیرس گذراند و تحصیلاتش را همان جا در رشتهی معماری و فلسفه پی گرفت. اما تمام آن روزها هم چنان به فیلم فکر میکرد و به دنبال همین گرایش به رم، پاریس و نیویورک رفت. آن روزها بعد از کار روزانه نمایش نامه مینوشت تا جایی که در سال 1965 نسخهی دست نویس اولین رمان اش را تمام کرد. سه سال بعد رمان اش به چاپ رسید اما فروش چشمگیری نداشت ولی دومین رمان اش در سال 1969 در بوئنوس آیرس پرفروش ترین شد به طوری که یکی از منتقدین برتر آمریکایی آن روز گفت : " کاری را که بورخس با ادبیات پلیسی شروع کرد امروز مانوئل با ادبیات رمانتیک تمام کرد ". سال 1973 بود که سومین رمان او هم در بوئنوس آیرس منتشر شد. همان زمانی که او هم مثل خیلی از هم وطنانش آرژانتین را به دلایل سیاسی ترک کرد. او تا روز مرگش بین نیویورک، ریو دوژانیرو و مکزیک در سفر بود. چهارمین کتاب او که قصهی دو مرد – یک هم جنس گرا و یک مبارز – بود تبدیل به فیلم شد و نسخهی نمایش موزیکال آن هم در برادوی 1 روی صحنه رفت. آبلاردو کاستیلو در سال 1935 در حومهی بوئنوس آیرس در آرژانتین به دنیا آمد. در نوجوانی شعر مینوشت. در سال 1959 اولین مجموعهی آثارش در یک مجلهی محلی به چاپ رسید و جایزه گرفت و به دنبال آن در یک مجلهی هنری شروع به کار کرد که از طرف پلیس بعد از انتشار شش شماره توقیف شد. در 1961 کارش را در مجلهی دیگری از سر گرفت و در 1963 یکی از کارهایش که بر مبنای زندگی ادگار آلن پو نوشته شده بود در پاریس برندهی جایزهی " دراماتیستهای معاصر آمریکای لاتین " شد. اولین مجموعهی داستانهای کوتاهش هم در سال 1961 جایزه گرفت. داستانهای کوتاه او به بسیاری از زبانهای زنده ترجمه شده است.فهرست:
|
![]() |
|||||||||||||||||||||
![]() |
||||||||||||||||||||||||