مجموعه كتابهاي مسير داستان را انتخاب كنيد
اين كتاب با همه كتابهايى كه تا به حال خواندهايد، تفاوت دارد. در اين كتاب شما تنها خوانندهى كتاب نيستيد، بلكه مسئول اتفاقهايى كه مىافتد و پايان داستان نيز هستيد زيرا شما خود مسير داستان را انتخاب مىكنيد.
اين كتابها طورى طراحى شدهاند كه چندين پايان متفاوت دارند. هر مسيرى كه شما انتخاب مىكنيد ممكن است شما را به يكى از اين پايانهاى خوب يا بد برساند. پس مراقب باشيد كه چه مسيرى را انتخاب مىكنيد زيرا خطر در كمين است...
در اين كتاب خطرها، انتخابها و ماجراهاى گوناگونى وجود دارد. بايد هوشيار باشيد و مراقب، زيرا هر تصميم نادرست ممكن است به يك فاجعه و يا حتى مرگ منجر شود . اما نااميد نشويد ! هر زمان كه اراده كنيد مىتوانيد به عقب برگرديد و مسير داستان و نتيجه آن را تغيير دهيد.
اين كتاب با همه كتابهايى كه تا به حال خواندهايد، تفاوت دارد. در اين كتاب شما تنها خوانندهى كتاب نيستيد، بلكه مسئول اتفاقهايى كه مىافتد و پايان داستان نيز هستيد زيرا شما خود مسير داستان را انتخاب مىكنيد.
اين كتابها طورى طراحى شدهاند كه چندين پايان متفاوت دارند. هر مسيرى كه شما انتخاب مىكنيد ممكن است شما را به يكى از اين پايانهاى خوب يا بد برساند. پس مراقب باشيد كه چه مسيرى را انتخاب مىكنيد زيرا خطر در كمين است...
جلد 1 - "سفر به اعماق دريا" 26000 ريال
آيا درباره شهر گمشده آتلانتيس چيزى مىدانيد؟ فكر میكنيد اين شهر واقعى است يا يك شهر افسانهاى است؟
كاوشگر، با تجربه و ماهر آب هاى عميق هستيد : ولى سفر در جستجوى يافتن شهر گمشدهى آتلانتيس سفرى طولانى و متفاوت است. اين ماموريت و سفر پرخطرترين و دشوارترين سفر كارى شما است. در اين سفر با ناشناختههاى بسيارى روبه رو مىشويد. كه توانايى، شجاعت، قدرت و مهارت تفكر و تصميمگيرى شما را امتحان مىكند. همچنين در اين سفر ابزار و وسايل جديدى را به كار مىبريد كه تا به حال كسى از آن استفاده نكرده است.كاوشگر به عمق مورد نظر فرستاده مىشود و اكنون در حاشيهى درهاى در كف اقيانوس كه گفته مىشود به شهر گمشدهى آتلانيس منتهى مىشود، متوقف شده ايد. لباس غواصى بسيار پيشرفتهاى پوشيده ايد. اين لباس محافظ شما در برابر فشار فوق العاده بالاى اين عمق آب است. جستجوگر را از كابلى كه آن را به كشتى اديسه وصل مىكند، جدا مىكنيد تا بتوانيد به كاوش در گوشه و كنار اقيانوس بپردازيد. بنابر توافق قبلى به اديسه پيام مىفرستيد: «همهى سيستمهاى جستجوگر خوب كار مىكنند : زير آب جهانى بىنظير و زيبا است. »
اگر تصميم مىگيريد كه در همان حاشيه دره، جست وجو و كاوش را آغاز كنيد، به صفحه 6 برويد. اگر ميخواهيد با جدا كردن جستجوگر به كاوش در درهى كف اقيانوس بپردازيد، به صفحه 4 برويد.
يك هشتپاى غول پيكر، كوسهاى خشمگين و حتى يك زلزلهى زيرزمينى، زندگى شما را تهديد مىكنند : حتى تا چند قدمیمرگ پيش مىرويد : ولى با انتخابهاى درست، همچنان به كاوش ادامه مىدهيد و با سفر به عمق بيشتر، براى يافتن آتلانتيس: شهر افسانهاى گمشده تلاش مىكنيد.
جلد 2- "خانه خطرناك" 24000 ريال
آيا پرونده خانهى خطرناك، يكى از بزرگترين پروندههايى خواهد بود كه تجربه مىكنيد؟ يا اين پرونده، پرونده آخر شماست؟ شما يك كارآگاه جوان و ماهر هستيد و تا به حال پروندههاى زيادى را حل كردهايد، ولى حالا پروندهاى پيش رو داريد كه هم پيچيده و هم خطرناك است. ناشناسى با شما تماس مىگيرد و از شما كمك مىخواهد، ولى پيش از اينكه بتوانيد از او سوالى بپرسيد، تماس تلفنى قطع مىشود.... تلفن دوباره زنگ مىزند، به سرعت تلفن را بر مىداريد.
«الو »
«كمك، من به ك... م... ك نياز دارم... »
مىپرسيد: «شما كى هستيد؟ اسم شما چيست؟ »
صدا پاسخ مىدهد: «من مىترسم، آنها دنبال من هستند. »
تلفن دوباره قطع مىشود. ولى اين بار در چند دقيقهاى كه با او صحبت كرديد، سيستم ردياب تلفن شما، كه حتى در يك هزارم ثانيه هم مىتواند خط را شناسايى كند، شمارهى تلفن و آدرس تماس گيرنده را ثبت كرده است: شماره ى 7259 - 555 ، هنرى مارتين، شماره 1100 هدج بروك
اگر مىخواهيد بلافاصله به هدج بروك برويد، به صفحه 4 برويد.
اگر مىخواهيد با دوستانتان، ريكاردو و ليزا تماس بگيريد، به صفحه 13 برويد.
خانهاى كه در شماره ى 1100 هدج بروك قرار دارد، يك ساختمان مدرن با نماى سرتاسر شيشهاى است، ولى تابلويى كه جلوى در نصب شده است، نشان مىدهد كه اين ملك زمانى يك زندان قديمیبوده است. آيا فكر نمىكنيد اگر تنها وارد ساختمان شويد، خطرناك باشد؟ حسى به شما مىگويد كه نبايد يك لحظه را هم از دست بدهيد. از سوى ديگر احساس مىكنيد موجود يا موجوداتى كه داخل اين ساختمان هستند،بسيار شروراند!
جلد 3- "جواهرات گمشده نابوتى" 28000 ريال
جواهرات افسانهاى نابوتى گم شدهاند! آيا مىتوانيد با پيدا كردن آنها به صلح جهانى كمك كنيد؟ يا ممكن است اين كار باعث مرگ شما بشود؟
دو الماس درشت و دو ياقوت بسيار ارزشمند از موزهاى در پاريس ربوده شدهاند. در خانوادهى شما افراد زيادى براى حفاظت از اين جواهرات جان خود را از دست دادهاند. حالا شما بايد براى حفاظت از آنها به پيتر و لوسى كمك كنيد، ولى آيا اين كار ارزش به خطر انداختن زندگيتان را دارد؟ چندين غريبه و حتى نيروهاى پليس سعى مىكنند به شما كمك كنند، ولى آيا مىتوانيد به آنها اطمينان كنيد؟ فراموش نكنيد كه با انتخاب هر صفحه، اين شما هستيد كه اتفاق بعدى را رقم میزنيد...
مولوتاوا براى چند لحظه به شما نگاه مىكند، سپس مىگويد: «من يكى از شاهزادههاى قبيلهى باستانى نابوتى هستم. ما سالهاى طولانى، پيش از اين كه اروپايىها آفريقا را اشغال كنند بر منطقهى گستردهاى در آفريقا حكومت مىكرديم. ما انسانهاى عادل و صلحجويى بوديم. آن جواهرات نشانههاى قدرتمند حكمرانى ما هستند. آ نها قدرتهاى جادويى دارند. آ نها مىتوانند انسانهاى بدكار را گمراه كنند و مانع از انجام كارهاى خلاف شوند. براى اينكه بتوانيم به كار خود ادامه دهيم بايد آنها را پيدا كنيم. »
حرفها و رفتارش به شدت شما را تحت تاثير قرار میدهد.
او مىگويد: «اگر بخواهيد مىتوانيد در همينجا در پاريس با پدرم، پادشاه قبيله، آشنا شويد يا مىتوانيد براى ديدن مردم قبيله ى من به سنگال برويد. »
اگر مىخواهيد با پدر مولوتاوا آشنا شويد، به صفحهى 34 برويد.
اگر مىخواهيد به سنگال سفر كنيد، به صفحهى 30 برويد.
پايان داستان به انتخاب شما بستگى دارد. مىتوانيد يك بار ديگر داستان را بخوانيد و اين بار نتيجهى داستان را طور ديگرى رقم بزنيد. فراموش نكنيد كه براى تحقق صلح جهانى نبايد از هيچ تلاشى دريغ كرد.
جلد 4 - "اسرار مايا" 28000 ريال
تمدن عظيم ماياها، 800 سال پيش نابود و ناپديد شد. آيا تمدنهاى كنونى نيز چنين سرنوشتى خواهند داشت؟ دوستتان تام در يك ماموريت كارى در جستوجوى يافتن سرنخ ها و دلايل سقوط ناگهانى تمدن باشكوه ماياها به مكزيك سفر كرده است. در همين زمان، در ويرانههاى تمدن ماياها، نشانههاى از خون تازه يافته مىشود.
پشت ناپديد شدن تام، چه ماجراهايى نهفتهاست؟ آيا او در زمان و به گذشته سفر كردهاست؟ آيا آداب و رسوم دوران باستان، از جمله قربانى كردن انسان براى خشنودى خدايان همچنان پا بر جا است و اجرا مىشود؟
يك سفينهى فضايى بالاى هرم است. آن چه را مىبينيد، نمىتوانيد باور كنيد و با تعجب از مانوئل مىپرسيد: «مانوئل،اينجا چه خبر است؟ » و او پاسخ مىدهد: «ويرانههاى تمدن ماياها، محلهايى هستند كه ساكنان ديگر سيارهها براى برقرارى ارتباط با زمينىها انتخاب كردهاند. زمين يك سياره پيشرفته و پيشرو است. تمدنهاى موجود در ديگر سيارهها، زمين را به عنوان نمونهاى براى الگوبردارى انتخاب كردهاند. آنها از ما خواستهاند كه به شوراى فرا كهكشانى در عالم هستى بپيونديم. اين گروه، آخرين گروهى است كه به فضا منتقل مىشوند. اگر فكر مىكنى كه تام به فضا رفته است، بايد همين حالا به اين گروه بپيوندى و از اینجا بروى. »
اگر با وجودى كه مىدانيد سفر به فضا ممكن است سفرى بىبازگشت باشد، همراه آخرين گروه انسانها وارد سفينه مىشويد و زمين را ترك مىكنيد، به صفحه 62 برويد. اگر در زمين مىمانيد و به جستوجوى تام روى زمين ادامه مىدهيد به صفحه 64 برويد.
آيا تام معجون سفر در زمان دكتر لوپز را نوشيده است؟ فكر مىكنيد كه بهتر است به چيچن ايتزا برويد يا اين كه از حس درونىتان پيروى كنيد و به آكسمل برويد؟ مفهوم علامت دست قرمز چيست؟ در جستوجوى اسرار ماياها با گزينههاى بسيارى مواجه هستيد. تلاش كنيد تا انتخابهاى درست و منطقى داشته باشيد، مرگ و زندگى تام به انتخابهاى شما وابسته است.
جلد 5- " فضا و ماوراى آن " 36000 ريال
در يك سفينهى فضايى كه در يك ماموريت كاوشى خطرناك بين كهكشانها به سر مىبرد، به دنيا مىييد. از شما خواسته مىشود كه یك سياره را به عنوان وطن خود انتخاب كنيد. پدر و مادرتان افرادى از دو سيارهى مختلف در دو كهكشان متفاوت هستند. سيارههاى محل تولد آ نها تا حدودى شبيه هم است، بنابراين شما شرايط زندگى در هر دو سياره را داريد. از سوى ديگر، اين
دو سياره تفاوتهايى نيز با يكديگر دارند كه مىتوانند زندگى آينده شما تاثيرگذار باشند. سيارهى كندا روى صفحهى رادار سفينه ديده مىشود. حالا كه اعلام كرديد اين سياره را به عنوان سياره وطن انتخاب مىكنيد، پدر و مادرتان به شما مىگويند كه اين سياره، سيارهاى است كه پدرتان به آن جا تعلق دارد. كاركنان سفينه با دقت و سرعت در حال آماده سازى يك كپسول ايروديناميكى هستند تا با آن سفرتان را به كندا شروع كنيد. وارد اتاق كنترل كپسول ايروديناميكى ميشويد و روى صندلى خلبان نشسته و شروع به وارد كردن اطلاعات مسير پرواز مىكنيد، چند ثانيه بعد از سفينهى مادر جدا مىشويد. كپسول ايروديناميكى با لرزشهاى فراوان و شديد در حال پرواز است! نگاهى به صفحه رادار مىكنيد2 : يك سحابى بزرگ در مسير پرواز مىبينيد. قرار نبود چنين چيزى در مسير پرواز باشد. ناگهان گازها و گرد و غبارهاى سحابى شما را احاطه مىكند. مىتوانيد به سفينه مادر بازگرديد. اگر بازگشت به سفينه مادر را انتخاب مىكنيد به صفحه 6 برويد.
اگر به حس درونى خود اعتماد مىكنيد و همچنان به پرواز در همان مسير ادامه مىدهيد، به صفحه 7 برويد.
هيچ كس نمىگويد كه انتخاب سيارهى وطن كار آسانى است. براى انتخاب درست بايد همهى هوش و اطلاعاتى را كه داريد به كار بگيريد. شجاع باشيد! و موفق باشيد! شايد نيرويى ناشناخته و مافوق همهى نيروهاى موجود در عالم هستى، شما را كمك كند و در امنيت و آرامش به مقصد برسيد.
جلد 6 - "بدترين روز زندگى شما" 26000 ريال
آيا ممكن است روزى كه با بدشانسى شروع شده است، پايانى بدتر هم داشته باشد؟ براى گذراندن بدترين تعطيلات تابستانى خود آماده مىشويد: در حالى كه ساير اعضاى خانواده قرار است به هاوايى سفر كنند، شما بايد براى جبران خسارتى كه به خانهى همسايه وارد كرده ايد به مزرعهى عمو نوربرت برويد. اتوبوسى كه با آن سفر مىكنيد در فاصله ده كيلومترى مقصد خراب مىشود! هوا به شدت گرم است و شديدا احساس تشنگى و گرسنگى مىكنيد. ابرهاى سياهى در آسمان شكل مىگيرند. چند ساعتى طول مىكشد تا يك ماشين يدككش به محل توقف اتوبوس برسد و بتوانيد دوباره، به حركت ادامه دهيد. اگر تصميم ميگيريد از اتوبوس پياده شده و بقيهى مسير را پياده طى كنيد، به صفحه 56 برويد.
اگر مىخواهيد تا زمان آمدن يدككش در اتوبوس بمانيد و كمیبخوابيد به صفحه 9 برويد.
البته مراقب باشيد، چون اين روز بد مىتواند بدترين روز زندگى شما باشد! ممكن است گرفتار توفان و گردباد شويد! يا اين كه به مزرعهى عمو نوربرت برسيد، جايى كه اصل ماجراهاى بدترين روز زندگیتان از آن جا آغاز مىشود.
هر آنچه كه در اين كتاب اتفاق مىافتد، به انتخاب شما وابسته است! اين شما هستيد كه پايان داستان را با انتخابهاى خود مشخص مىكنيد! از همهى اينها جالبتر شايد آن است كه مىتوانيد با خواندن دوباره كتاب و تغيير تصميمها، تجربههاى فراوان و فوق العادهاى به دست بياوريد.
جلد 7 - "زندانى مردمان مورچهاى" 30000 ريال
اعضاى گروه زوندو كجا رفتهاند؟ چه ارتباطى بين آ نها و مردمان مورچهاى وجود دارد؟
نزديك به سه سال است كه عضو گروه پژوهشى زوندو هستيد. ماموريت شما مبارزه با ارباب نيروهاى اهريمنى است، موجودى كه هيچ كس اطلاع دقيقى از ماهيت او ندارد و سعى دارد با نابود كردن سياره هاى مختلف، دنيا را به تسلط خود درآورد. از بعضىها شنيدهايد كه او با مردمان مورچهاى كه موجوداتى ترسناك هستند، هم دست شده است. و امروز تعداد زيادى از اعضاى گروهتان ناپديد شدهاند. شايد اين يك شوخى باشد. شايد هم مردمان مورچهاى آنها را زندانى كرده باشند. رندوكسول به سوى شما برمىگردد و شروع به صحبت مىكند.
«همهى اعضاء گروه ريمپوش ناپديد شدهاند. زمان ورود آنها به آزمايشگاه ثبت شده است، ولى كسى نديده كه آنها از آزمايشگاه خارج شده باشند. و حالا هيچ خبرى از آنها نيست. »
«گروه بابارم هم ناپديد شده است. من به چند داوطلب نياز دارم تا به دنبال آنها بگردند. خودم سرپرستى گروه را به عهده مىگيرم. شما دو نفر حاضريد مرا همراهى كنيد؟ در اين صورت فرآيند كوچكسازى را شروع میكنيم و سپس با استفاده از امواج اتمى، به جستجو میپردازيم. »
اگر مىخواهيد همراه رندوكسول برويد، به صفحهى 6 برويد.
اگر پيشنهاد مىكنيد كه در اتاقك پژوهشى بمانيد و اوضاع را زير نظر بگيريد و دوستانتان براى جستجو بروند، به صفحهى 15 برويد.
اگر مىخواهيد همراه فليپتو يك گروه جداگانه تشكيل دهيد، به صفحهى 13 برويد.
طولى نمىكشد كه متوجه مىشويد، شخصى از داخل گروه زوندو به شما خيانت كرده است. ديگر به چه كسى میتوان اعتماد كرد؟ اين افراد خائن تا كجا پيش خواهند رفت و چه قدر به مردمان مورچهاى كمك میكنند؟ آيا در پايان روشنى بر تيرگى غلبه خواهد كرد يا اميدى باقى نمانده است!
جلد 8 - " بهترين روز زندگى شما "
آيا شانس به شما رو مىآورد يا از شما گريزان است؟ با دوستانتان به كارناوالى مىرويد كه به تازگى وارد شهر شما شده است. در بازىهاى مختلفى كه برخى به مهارت و برخى به كمیشانس نياز دارند شركت مىكنيد. پس از آن كه به شكل معجزه آسايى در يكى از بازىها برنده مىشويد، غرفهدار كه كمی عجيب به نظر مىرسد، دو جايزه به شما پيشنهاد مىكند كه مىتوانيد تنها يكى از آنها را انتخاب كنيد. يكى از آنها يك كريستال سبز رنگ است كه در نور خورشيد مىدرخشد و جايزهى ديگر كتابى است كه نام آن «چطور خو ش شانستر شويم » است. هيچكدام از آنها چندان هيجانانگيز به نظر نمىرسند، ولى غرفهدار تاكيد مىكند كه هر دو میتوانند زندگى شما را بهكلى تغيير دهند. كدام را انتخاب میكنيد؟
اگر كريستال را انتخاب مىكنيد، به صفحهى 7 برويد.
اگر كتاب را انتخاب مىكنيد، به صفحهى 67 برويد.
در انتخابتان دقت كنيد! اگر شانس به شما رو آورد، زندگىتان متحول مىشود و ثروتمند و موفق میشويد، ولى اگر ندانيد چطور بايد از ثروت و موقعيت خود استفاده كنيد، ممكن است همهچيز را از دست بدهيد حتى زندگى تان را!
در ادامهی داستان چه اتفاقى میافتد؟ همه و همه به انتخاب شما بستگى دارد. داستان چطور تمام مىشود؟ فقط شما مىتوانيد پايان داستان را تعيين كنيد. جالب اينكه بارها و بارها میتوانيد كتاب را بخوانيد و پايانهاى مختلفى را رقم بزنيد و تجربيات جديدى كسب كنيد.
جلد 9 - " گمشده در آمازون "
رود آمازون و حاشيهى آن زيستگاه جانورى و گياهى استثنايى است. در سفر به آمازون چه چيزى در انتظار شما است، كشف خواص درمانى آمازون يا غرق شدن در اعماق آن؟ امراض عجيب و معمولا واگيردار مناطق استوايى مىتوانند ظرف چند روز، تمام ساكنان اين منطقه را از بين ببرند. در روزگار ما و به واسطه سهولت مسافرت بيمارى ممكن است تنها چند هفته بعد در سراسر جهان فراگير شود. خواننده اين كتاب پزشكى جوان و متخصص بيمارىهاى استوايى است كه بايد به قلب جنگلهاى آمازون سفر كند، در اين سفر گروه پزشكى همراهش به طرز اسرارآميزى ناپديد مىشوند.
ساعتها در زير نور ستارگان به سفر خود ادامه مىدهيد.
«اووادوگا تو چى فكر میكني؟ به نظرت آمازونىها دوستان من را اسير كردهاند. »
قايق در جريان متلاطم رود به پيش مىرود.
«ساكت! »
به تاريكى پيش رويتان نگاهى میكنيد. هيچ چيز ديده نمیشود! قايق به كندهى درختى كه در زير آب قرار دارد، برخورد میكند. فردى بلند قد و درشت هيكل در ساحل ديده مىشود. او يك زن است. زنان ديگرى نيز پشت سرش هستند. اووادوگا میگويد: «چرا از خودشان نمیپرسي؟ »
اگر براى پيدا كردن دوستانتان مىخواهيد از اين زنان كمك بگيريد، به صفحه 12 برويد.
اگر از اووادوگا مىخواهيد كه به جاى شما صحبت كند، به صفحه 33 برويد.
آمازون گنجينههايى ناشناخته در خود دارد كه كشف و بهرهمندى از اين گنجينهها كار هر كسى نيست. بايد قلب و ذهنتان آمادهى كشف اين گنجينهها باشد. پاداشهاى اين سفر، بزرگ و مجازاتهاى آن، بزرگتر هستند. در انتخابهايتان دقت كنيد و موفق باشيد!
جلد 10 - " زمينلرزه "
وقتى زلزلهى بزرگ از راه برسد، مىخواهيد چه كار كنيد؟ در سانفرانسيسكو هستيد، كه يك لرزهی شديد همهى ساختمانها را تكان مىدهد، يك زلزلهى واقعى! نگاهى به اطرافتان مىاندازيد و پيرمردى را مىبينيد كه در پيادهرو، زير آوار گير كرده است. مىخواهيد به او كمك كنيد، ولى دوست ديگرى داريد كه او احتمالا در شرايط بدترى قرار دارد. در چنين شرايطى ثانيهها ارزشمند هستند. تصميم با شماست!
اگر مىخواهيد به پيرمرد كمك كنيد، به صفحهى 43 برويد.
اگر فكر مىكنيد دوستتان بيشتر به كمك شما نياز دارد، به صفحهى 32 برويد.
هر تصميمیكه مىخواهيد بگيريد، فقط سعى كنيد همواره گوش به زنگ باشيد. بعد از زلزله افراد زيادى به كمك شما نياز خواهند داشت و شجاعت شما مىتواند جان آنها را نجات دهد. ولى اگر دقت نكنيد، ممكن است خودتان به كمك نياز پيدا كنيد! در ادامهى داستان چه اتفاقى مىافتد؟ همه و همه به انتخاب شما بستگى دارد. داستان چطور تمام مىشود؟ فقط شما مىتوانيد پايان داستان را تعيين كنيد. جالب اينكه بارها و بارها میتوانيد كتاب را بخوانيد و پايانهاى مختلفى را رقم بزنيد و تجربيات جديدى كسب كنيد.
جلد 11 - " عبور از سياهچاله " 30000 ريال
وارد بعد چهارم جهان شويد، جايى كه هيچ انسانى تاكنون آن را نديده است.
براى ماموريتى خاص و منحصر به فرد يعنى عبور از بزرگترين سياهچالهى فضايى انتخاب شدهايد. دانشمندان فقط دربارهى آنچه در اين نقطه از عالم اتفاق مىافتد، فرضيههايى دارند. رئيس مركز پژوهشى هنگام توضيح ماموريت به شما مىگويد كه ممكن است هرگز زنده از اين ماموريت بازنگرديد.
سفينهى آتنا ماموريت دارد كه وارد سياهچاله شود و سفينهى نيمرود فقط تا مرز محدودهى سياهچاله مىرود و به مشاهدهى شرايط محيطى سياهچاله میپردازد. حق انتخاب شما به همين دو گزينه محدود مىشود. كدام را انتخاب مىكنيد، سفر با آتنا يا نيمرود؟
اگر سفر با آتنا را انتخاب میكنيد، به صفحه 14 برويد.
اگر سفر با نيمرود را انتخاب مىكنيد به صفحه 64 برويد.
خيلى مراقب باشيد، چون اگر وارد سياهچاله شويد ممكن است به ميلياردها نوترون پراكنده در فضا تبديل شويد. شايد هم بتوانيد با عبور از آن و موفقيت، قهرمانانه به زمين برگرديد! آن چه در اين داستان اتفاق مىافتد، نتيجهى انتخابهاى شما است و شما پايان هر ماجراجويى را كه شروع مىكنيد، با انتخابهايتان مشخص مىكنيد.
جلد 12 - " هيولاى برفى " 30000 ريال
در جستجوى هيولاى برفى راهى كوههاى هيمالايا مىشويد. ولى وقتى دوست و هم سفرتان كارلوس گم مىشود، جستجوى شما وارد مرحلهى جديدى مىشود. به همراه كارلوس در جستجوى يتى افسانهاى يا همان هيولاى برفى، راهى بلندترين كوههاى جهان در كشور نپال میشويد. كارلوس چند روز زودتر از شما به مقصد مىرسد و پس از خروج از پايگاه ناپديد مىشود. كسى در همان نزديكى گزارش ديده شدن يك هيولاى برفى را مىدهد. يعنى كارلوس بهدنبال هيولاى برفى رفته يا هدف ديگرى را دنبال مىكرده است. من اين صدا را مىشناسم. يتىها وقتى مىخواهند اعلام جنگ كنند اين صدا را توليد میكنند! بايد دنبال كمك برويم و سپس براى پيدا كردن كارلوس به اينجا برگرديم. از رونال مىپرسيد: «آنها چرا خشمگين هستند؟ »
انسانهاى بسيارى آ نها را آزار كردهاند. بايد برويم. بالگرد نجات كه تقريبا همهى اجزاى آن از هم پاشيده ، روى برفها افتاده است. هيچ اثرى از خلبان ديده نمىشود، تنها چيزى كه به چشم مىخورد، ردپاى بزرگى است كه به نظر مىرسد متعلق به يك يتى است. ردپا به سوى آبشار يخى كه منطقهى مرگ ناميده مىشود امتداد يافته است.
اگر مىخواهيد ردپا را دنبال كنيد به صفحهى 57 برويد.
اگر در نزديكى هواپيما منتظر كمك مىمانيد به صفحهى 55 برويد.
بالا رفتن از كوههاى بسيار مرتفع خطرات بسيارى به همراه دارد. در ارتفاع 6000 مترى، هر خطايى ممكن است منجر به از دست رفتن جان انسانهاى بى گناه شود. قدمهاىتان را با دقت بسيار برداريد.
جلد 14 - " فرار " 33000 ريال
سال 2045 ميلادى است. جنگهاى داخلى و حملات بيگانگان، ايالات متحده آمريكا را به 3 منطقه سياسى ضد يكديگر تقسيم كرده است. آيا مىتوانيد براى نجات كشور به موقع ماموريت سرى خود را انجام داده و به خانه برگرديد؟
كشورى كه روزى افتخارش، حكومت بر پايه آزادى بود اكنون چند پاره شدهاست. بخشى از آن به نام دورادو با خشونت و از طريق تدابير جنگى و نيروى نظامیخود بر ديگران تسلط دارد. شما اهل تورتاليا هستيد كه براساس يك دموكراسى جديد اداره مىشود. شما مىخواهيد با اطلاعات مهمیكه از نقشه حمله دورادو به تورتاليا داريد، به كشورتان باز گرديد.
مت با نگرانى مىگويد: «آنها دارند به ما نزديك مىشوند. من اين را كاملا احساس مىكنم ». البته هيچ نشانهاى از حضور پليس مخفى دورادو در افق ديده نمىشود : اما خودتان مىدانيد كه ممكن است آنها هر لحظه از راه برسند. آنها قاتلان بى رحمیهستند.
اگر تصميم مىگيريد به پيشنهاد مت عمل كنيد و به شهر برگرديد تا دستگير نشويد، به صفحه 10 برويد.
اگر مىخواهيد نيم ساعت ديگر براى رسيدن هواپيمايى كه قرار است سوارتان كند صبر كنيد به صفحه 15 برويد.
جنگيدن در راه هدفى كه به آن ايمان داريد، شرافتمندانه است. ولى در اين ماموريت كه سنگينترين مسئوليت دوران جوانى شما است، خيلى هراس داريد. آيا موفق خواهيد شد نقشههاى حمله دورادو را كه براى تورتاليا و مردمش اطلاعات بسيار گرانبهايى است، بى خطر به خانه برسانيد؟ يا اينكه پليس مخفى دورادو، شما را قبل از رسيدن به كشورتان دستگير خواهد كرد؟